سلام به همه دوست دارن بازیهای ترسناک،خوب داستان این بازی از اینجا شروع میشه که ایزک از سفینهای که برای تحقیق واردش شده بود فرار کرده و در پایگاه اصلی دارن ازش بازجویی میکنن.(خوب یه توضیح درباره داستان کلی بازی میگم براتون،داستان کلی بازی این هست که انسانها برای اینکه منابع بیشتری به دست بیارن به خارج از کره زمین میرن و وارد سیاره دیگهای میشن و اونجا ساختمونهای رو میسازن اولین سفینهای که میره فضا و وارد یک سیاره میشه براش اتفاق نامعلومی میفته برای همین ایزک به همراه یه تیم میرن اونجا و معلوم میشه که در اونجا یک چیز مثل مجسمه یک حرم اونجا بوده به نام مارکت که باعث شده که کارمندها دیوانه بشن و موردهای آزمایش رو بکشن و بعد هم خودشون و بعد یک موجود عجیب شبیه پرنده میاد و از دست و پای مردهها یه موجود جدید و آدم خور میسازه این خلاصه بازی dead space 1 بود)ایزک رو به درمانگاه پایگاه میبرن این پایگاه در خارج کره زمین هست و در اونجا یک شهر ساختند،وقتی پزشک داره ایزک رو معاینه میکنه از سقف یه دست قلاب مانند میاد از اونور سر دکتر به اینور سرش رّد میشه و دکتر به ایزک حمله میکنه و یک دفعه همه موجودات عجیب که از بدن انسانهای مرده درست شدن میریزن توی پایگاه،ایزک در میره و فرار میکنه تا میرسه به یک سرباز،سرباز به ایزک تفنگ میده و بعد خودش رو با چاقو میکشه قبل مرگش میگه که هیچ امیدی نیست.ایزک به راهش ادامه میده و میره به سمت یک زنی که از فرماندهها هست و چون ایزک اطلاعات مهمی داره اون زن میخواد که نجاتش بده،ایزک برای رسیدن به هدف باید اول از آپارتمانها بگذره،دم در خونهها پر شمع هست و چراغ ها خاموش هست و همش صداهای وحشت ناک میاد،ایزک ساختمون هارو رّد میکنه و سر راهش همش میجنگه تا به راهنمایی زن به کلیسا میرسه محلی که نورش نور شمع هست و پر از موجوداتی که فکر نکنم دلتون بخواد ۱لحظه پیشتون باشن،ایزک به زن میگه که من نباید اینجا باشم ولی زن میگه این تنها راه هست،ایزک به سختی خودش رو به بالای کلیسا میرسونه و وقتی به زن میرسه متوجه میشه که بهش خیانت شده در همین لحظه به اونها حمله میشه و همه کشته میشن،ایزک فرار میکنه و به راهش ادامه میده تا به یک جنگ جوی به نام الی میرسه،البته یک شخص دیگه به نام نولان هم این وسط وجود داره که یک دانشمند هست،الی به ایزک میگه که هرکی راه خودش رو بره و میره!ایزک به راهش ادامه میده و میره طرف نولان،نولان به ایزک میگه که اگه به حرفش گوش کنه میتونن فرار کنن،توی راه الی به نولان برخورد میکنه و میخواد نولان رو بکشه اما ایزک به الی از طریق بیسیم تصویری میگه که اینکار رو نکنه و اون ۲تا باهم میرن به طرف دری که از مجتمع ساختمونها خارج شن،ایزک هم میدوه و میره اما نمیرسه و در بسته میشه و مجبور میشه از جای دیگهای بگذره.ایزک وارد بخش نوزادان میشه(بیچاره شدم تا این بخش رو بگذرونم خدا وکیلی خیلی ترسناک بود)در اونجا یک آهنگ آروم و ملایم نوزادان هست و همه جا آبی هست یکم میره جلو میرسه به یه اتاق از پشت شیشه یک زن رو میبینه که پرستار هست و داره یک نوزاد رو تشویق میکنه که بیاد بغلش اما نوزاد یکم عجیب هست،نوزاد وارد دستهای پرستار میشه و یهو میترکه و خون پرستار میپاچه روی کل شیشه،ایزک به راهش ادامه میده صدای گریه نوزاد میاد یکم جلو تر وارد بخش سرگرمیها و تئاتر میشه اونجا بچهها و نوزادها میریزن سرش اون هارو میکشه و فرار میکنه،موفق میشه برسه به الی و نولان سوار قطار میشن و میرن از این قسمتها فرار میکنن تا اینکه قطار به چیزی گیر میکنه،ایزک میره مشکل رو حل کنه،در این لحظهها نولان عقلش رو از دست میده و چشم الی رو در میاره و میزنه به چاقوش،ایزک به طرف قطار بر میگرده نولان با چاقو بهش حمله میکنه ایزک مجبور میشه نولان رو بکشه و چاقو خودش رو میزنه توی سرش،ایزک و الی سوار قطار میشن و در حال فرار هستند که فرمانده کل سربازها مسیر قطار رو که به سمت پایگاه کل اونها میبرده قطع میکنه،ایزک برای رفع مشکل باز هم پیاده میشه و سختیهای زیادی میکشه تا وارد پایگاه میشه در اونجا الی رو میفرسته میره و الی نجات پیدا میکنه،سربازها به ایزک حمله میکنن،ایزک میره و برق رو قاطع میکنه و سیستم امنیتی از کار میفته و همه موجودات وارد پایگاه میشن و همه سربازها رو نفله میکنن،ایزک میره تا میرسه به مارکت.یه توضیح اضافه بدم که از اول بازی زن ایزک به خیالش میاد و اذیتش میکنه زن ایزک در dead space 1 مغلوب مارکت میشه و حالا وحشت ناک شده،اما در آخر بازی سالم میشه و در خیال ایزک بهش راه رو نشون میده.مارکت هم درواقع محل تغذیه همه اون موجودات هست.ایزک به فرمانده کل که بالای مارکت واستاده میرسه فرمانده بهش شلیک میکنه و ایزک زخمی میشه اما ایزک فرمانده رو که مغلوب مارکت شده بود میکشه،همین لحظه زن ایزک با قیافه سالم میاد و ایزک رو بغل میکنه و میگه حالا بمیر و ایزک وارد مارکت میشه به سختی میجنگه و پیروز میشه و بر میگرده به بالای مارکت و میشینه در همین لحظه الی با سفینه نجات میاد و ایزک رو میبره و بعد تمام تاسیسات و مارکت منفجر میشن و الی و ایزک فرار میکنن